تم مطالعه:
زبان:
📢 فصل بعدی خودکار:
🔊

Chapter VIII (فصل هشتم)

کاوش کنید فصل 8 از 'شازده کوچولو' را با متن اصلی انگلیسی، ترجمه فارسی، واژگان آیلتس و توضیحات دقیق، و فایل صوتی متن اصلی انگلیسی. گوش دهید و مهارت خواندن خود را بهبود بخشید.

متن اصلی انگلیسی
ترجمه
واژگان IELTS (FA)

گل‌ها همیشه بسیار ساده بودند. آن‌ها تنها یک حلقه گلبرگ داشتند؛ اصلاً جا نمی‌گرفتند و برای هیچ‌کس دردسری ایجاد نمی‌کردند. صبحگاهی در چمن‌زار ظاهر می‌شدند و با فرارسیدن شب، به آرامی پژمرده می‌شدند. اما روزی، از بذری که از جایی نامعلوم آمده بود، گلی جدید سر برآورد؛ و شازده کوچولو با دقت بسیار از این جوانه کوچک مراقبت می‌کرد که شبیه هیچ یک از جوانه‌های دیگر سیاره‌اش نبود. می‌بینید، شاید از نوع جدیدی از بائوباب می‌بود.

🔊
petals /ˈpetlz/
n. گلبرگ‌ها؛ بخش‌های رنگی و نازک یک گل که معمولاً به صورت دایره‌ای دور مرکز گل قرار می‌گیرند.
🔊
fade /feɪd/
v. محو شدن، کمرنگ شدن؛ از دست دادن تدریجی رنگ، روشنایی یا قدرت.
🔊
sprout /spraʊt/
n. جوانه، نهال کوچک؛ بخش اولیه یک گیاه که تازه از دانه بیرون آمده است.
🔊
baobab /ˈbeɪəʊbæb/
n. بائوباب؛ نوعی درخت بزرگ و تنومند با تنه‌ای ضخیم که بومی مناطق خاصی از آفریقا و استرالیا است.

بوته به زودی رشدش متوقف شد و شروع به آماده شدن برای تولید گل کرد. شازده کوچولو که در نخستین ظهور غنچه‌ای بزرگ حاضر بود، بلافاصله احساس کرد که گویی پدیده‌ای معجزه‌آسا می‌بایست از آن بیرون آید. اما گل، از تکمیل آماده‌سازی‌هایش برای زیبایی در پناهگاه اطاق سبزش راضی نبود. او رنگ‌هایش را با نهایت دقت برگزید. به آرامی خود را آراست. گلبرگ‌هایش را یکی یکی تنظیم کرد. نمی‌خواست مانند شقایق‌های وحشی، تمام پریشان و درهم به جهان قدم بگذارد. تنها در اوج درخشش زیبایی‌اش بود که می‌خواست ظاهر شود. اوه، بله! او موجودی خودنما بود! و آرایش مرموزش روزها و روزها به طول انجامید.

🔊
shrub /ʃrʌb/
n. بوته، درختچه؛ گیاهی چوبی و چندساله که از درخت کوچک‌تر است و معمولاً چندین ساقه از زمین دارد.
🔊
miraculous /mɪˈrækjələs/
adj. معجزه‌آسا، شگفت‌انگیز؛ به گونه‌ای که گویی با نیرویی فراطبیعی یا غیرقابل توضیح رخ داده است.
🔊
apparition /ˌæpəˈrɪʃn/
n. پدیدار شدن ناگهانی، شبح؛ چیزی که به طور غیرمنتظره و اغلب به شکل روح یا تصویر مبهم ظاهر می‌شود.
🔊
radiance /ˈreɪdiəns/
n. درخشش، تابش؛ نور یا گرمای درخشان و قوی که از چیزی ساطع می‌شود.
🔊
coquettish /kɒˈketɪʃ/
adj. عشوه‌گر، دلبرانه؛ رفتاری که برای جلب توجه (معمولاً جنس مخالف) به شیوه‌ای بازیگوش و اغواگر انجام می‌شود.
🔊
adornment /əˈdɔːnmənt/
n. آرایش، تزئین؛ عمل یا وسیله‌ای برای زیبا کردن چیزی.

سپس یک روز صبح، دقیقاً در طلوع آفتاب، ناگهان خود را نمایان کرد.

🔊 And, after working with all this painstaking precision, she yawned and said:

و پس از این همه تلاش پرزحمت و دقیق، خمیازه کشید و گفت:

🔊
painstaking /ˈpeɪnzteɪkɪŋ/
adj. مشقت‌بار، بسیار دقیق و با دقت فراوان؛ نیازمند یا نشان‌دهنده تلاش و توجه بسیار زیاد.
🔊
precision /prɪˈsɪʒn/
n. دقت، صحت؛ کیفیت انجام کاری به طور دقیق و بدون خطا.
🔊 "Ah! I am scarcely awake. I beg that you will excuse me. My petals are still all disarranged ..."

"آه! من به زودی بیدار شدم. خواهش می‌کنم مرا ببخشید. گلبرگ‌هایم هنوز کاملاً نامرتب است..."

🔊
scarcely /ˈskeəsli/
adv. به زحمت، به ندرت؛ به میزان بسیار کم یا تقریباً هیچ.
🔊
disarranged /ˌdɪsəˈreɪndʒd/
adj. به هم ریخته، نامرتب؛ حالتی که نظم طبیعی یا مورد انتظار خود را از دست داده است.

اما شازده کوچولو نتوانست تحسینش را نگه دارد:

🔊
restrain /rɪˈstreɪn/
v. مهار کردن، کنترل کردن؛ جلوگیری از انجام کاری به طور کامل یا آزادانه.

"اوه! چقدر زیبایی!"

"مگر نه؟" گل با شیرینی پاسخ داد. "و من در همان لحظه‌ای متولد شدم که خورشید..."

شازده کوچولو به اندازه کافی می‌توانست حدس بزند که او چندان فروتن نیست—اما چقدر трогаante—و هیجان‌انگیز—بود!

🔊
modest /ˈmɒdɪst/
adj. متواضع، کم‌ادعا؛ نداشتن غرور یا خودبینی بیش از حد در مورد توانایی‌ها یا دستاوردهای خود.

"فکر می‌کنم وقت صبحانه است،" لحظه‌ای بعد اضافه کرد. "اگر لطف کنید و به نیازهایم فکر کنید—"

🔊 And the little prince, completely abashed, went to look for a sprinkling-can of fresh water. So, he tended the flower.

و شازده کوچولو، کاملاً شرمسار، رفت تا آب‌پاشی از آب تازه بیابد. بدین ترتیب، از گل مراقبت کرد.

🔊
abashed /əˈbæʃt/
adj. شرمسار، دست‌پاچه؛ احساس خجالت یا شرمندگی به دلیل یک اشتباه یا موقعیت ناخوشایند.
🔊
sprinkling-can /ˈsprɪŋklɪŋ kæn/
n. آب‌پاش (دستی)؛ یک ظرف (معمولاً با یک لوله و سر سوراخ‌دار) برای پاشیدن آب روی گیاهان.

بدین ترتیب نیز، او خیلی زود شروع به عذاب دادنش با خودبینی‌اش کرد—که راستش، کمی مشکل‌ساز بود. مثلاً روزی، وقتی از چهار خارش صحبت می‌کرد، به شازده کوچولو گفت:

🔊
torment /ˈtɔːment/
v. آزار دادن، عذاب دادن؛ ایجاد رنج یا ناراحتی مداوم برای کسی.
🔊
vanity /ˈvænəti/
n. خودپسندی، غرور؛ علاقه بیش از حد به ظاهر، توانایی‌ها یا دستاوردهای خود.

"بگذار ببرها با چنگال‌هایشان بیایند!"

"در سیاره من هیچ ببری نیست،" شازده کوچولو اعتراض کرد. "و به هر حال، ببرها علف هرز نمی‌خورند."

🔊
objected /əbˈdʒektɪd/
v. اعتراض کرد، مخالفت کرد؛ بیان مخالفت یا نارضایتی نسبت به چیزی.

"من علف هرز نیستم،" گل با شیرینی پاسخ داد. "لطفاً مرا ببخشید..."

"من اصلاً از ببرها نمی‌ترسم،" ادامه داد، "اما از جریان هوا وحشت دارم. گمان نمی‌کنم برای من پردهای داشته باشی؟"

🔊
horror /ˈhɒrə(r)/
n. وحشت، ترس شدید؛ احساس ترس و انزجار قوی.
🔊
drafts /drɑːfts/
n. جریان‌های هوا (سرد)؛ حرکت هوا، معمولاً سرد، که از طریق یک شکاف یا دهانه وارد فضای بسته می‌شود.

"وحشت از جریان هوا—برای یک گیاه، بدشانسی است،" شازده کوچولو اظهار نظر کرد و در دلش افزود: "این گل موجود بسیار پیچیده‌ای است..."

🔊
complex /ˈkɒmpleks/
adj. پیچیده، مرکب؛ متشکل از بخش‌های متعدد و درهم‌تنیده که درک یا توضیح آن دشوار است.

"شب‌ها می‌خواهم مرا زیر یک گلوب شیشه‌ای بگذاری. جایی که تو زندگی می‌کنی بسیار سرد است. در جایی که من از آن آمده‌ام—"

🔊
globe /ɡləʊb/
n. گلوب، گوی شیشه‌ای؛ یک محفظه شیشه‌ای گرد (اغلب برای محافظت از گیاهان حساس).

اما در این نقطه حرفش را قطع کرد. او به شکل یک بذر آمده بود. نمی‌توانست چیزی از جهان‌های دیگر بداند. از اینکه خود را در آستانه چنین دروغ ساده‌لوحانه‌ای گرفتار دیده بود خجالت‌زده، دو سه بار سرفه کرد تا شازده کوچولو را مقصر جلوه دهد.

🔊
interrupted /ˌɪntəˈrʌptɪd/
v. قطع کرد، میان حرف کسی پریدن؛ متوقف کردن موقت صحبت یا فعالیت کس دیگری.
🔊
verge /vɜːdʒ/
n. لبه، آستانه؛ نقطه یا مرزی که درست قبل از وقوع چیزی است.
🔊
naive /naɪˈiːv/
adj. ساده‌لوح، زودباور؛ فقدان تجربه، خرد یا قضاوت، که منجر به اعتماد یا خوش‌بینی بیش از حد می‌شود.
🔊
untruth /ʌnˈtruːθ/
n. دروغ، گفته نادرست؛ یک بیانیه یا ادعای ناصادق.
🔊 "The screen?"

"پرده؟"

"داشتم می‌رفتم آن را بیاورم که با من صحبت کردی..."

سپس کمی بیشتر به سرفه‌هایش اصرار ورزید تا او نیز از عذاب وجدان رنج ببرد.

🔊
remorse /rɪˈmɔːs/
n. پشیمانی عمیق، عذاب وجدان؛ احساس ندامت یا گناه شدید برای کاری اشتباه که انجام داده‌ایم.

پس شازده کوچولو، علیرغم تمام حسن نیتی که از عشقش جدایی‌ناپذیر بود، به زودی به او شک کرد. او حرف‌های بی‌اهمیت را جدی گرفته بود و این او را بسیار ناراحت می‌کرد.

🔊
inseparable /ɪnˈsepərəbl/
adj. جدایی‌ناپذیر؛ چنان مرتبط که نمی‌توان آن‌ها را از هم جدا کرد.

"نباید به حرف‌هایش گوش می‌دادم،" روزی به من اعتراف کرد. "هرگز نباید به گل‌ها گوش داد. فقط باید به آن‌ها نگاه کرد و عطرشان را استشمام نمود. گل من تمام سیاره‌ام را معطر کرده بود. اما من نمی‌دانستم چگونه از همه لطفش لذت ببرم. این داستان چنگال‌ها، که مرا این‌قدر آشفته کرده بود، می‌بایست تنها قلبم را از مهر و دلسوزی لبریز می‌کرد."

🔊
confided /kənˈfaɪdɪd/
v. رازگویی کرد، درددل کرد؛ گفتن یک راز یا اطلاعات خصوصی به کسی که به او اعتماد داریم.
🔊
fragrance /ˈfreɪɡrəns/
n. عطر، رایحه خوش؛ بوی دلپذیر و مطبوع.
🔊
perfumed /pəˈfjuːmd/
v. معطر کرد، خوشبو کرد؛ پر کردن یک فضا با بوی خوش.
🔊
grace /ɡreɪs/
n. زیبایی و ظرافت در حرکت یا شکل؛ لطف، وقار.
🔊
tenderness /ˈtendənəs/
n. نرمی، مهربانی؛ احساس محبت، دلسوزی و مراقبت عمیق.

و به اعترافاتش ادامه داد:

"واقعیت این است که من نمی‌دانستم چگونه چیزی را درک کنم! می‌بایست از روی اعمال قضاوت می‌کردم، نه از روی حرف‌ها. او عطر و درخششش را بر من می‌پاشید. هرگز نباید از او می‌گریختم... می‌بایست تمام محبتی را که پشت حیله‌های کوچک و بی‌چاره‌اش نهفته بود، حدس می‌زدم."

🔊
stratagems /ˈstrætədʒəmz/
n. حیله‌ها، تدبیرها؛ طرح‌ها یا ترفندهای هوشمندانه (و گاهی فریبنده) برای دستیابی به یک هدف.