تم مطالعه:
زبان:
📢 فصل بعدی خودکار:
🔊

Chapter XXII (فصل بیست و دوم)

کاوش کنید فصل 22 از 'شازده کوچولو' را با متن اصلی انگلیسی، ترجمه فارسی، واژگان آیلتس و توضیحات دقیق، و فایل صوتی متن اصلی انگلیسی. گوش دهید و مهارت خواندن خود را بهبود بخشید.

متن اصلی انگلیسی
ترجمه
واژگان IELTS (FA)
🔊 "I sort out travelers, in bundles of a thousand," said the switchman.

"من مسافران را دسته‌بندی می‌کنم، به دسته‌های هزارتایی،" گفت راه‌بان.

🔊
sort out /ˈsɔːt aʊt/
phr. v. مرتب کردن، دسته بندی کردن، حل و فصل کردن
🔊
bundles /ˈbʌndlz/
n. بسته ها، دسته ها
🔊
switchman /ˈswɪtʃmən/
n. راهبان، مامور تغییر خط راه آهن

و قطار سریع‌السیر درخشان و پرنوری با عبور سریع خود، کلبه راه‌بان را به لرزه درآورد.

🔊
brilliantly /ˈbrɪliəntli/
adv. به طور درخشان، بسیار روشن
🔊
express train /ɪkˈspres treɪn/
n. قطار تندرو، قطار سریع السیر
🔊
cabin /ˈkæbɪn/
n. کلبه، کابین، اتاقک

"حتی مهندس لوکوموتیو هم این را نمی‌داند،" گفت راه‌بان.

🔊
locomotive engineer /ˌləʊkəˈməʊtɪv ˌendʒɪˈnɪə(r)/
n. مهندس لوکوموتیو، راننده قطار

و قطار سریع‌السیر درخشان دیگری با غرش از جهت مخالف گذشت.

🔊
thundered /ˈθʌndəd/
v. با صدای رعدآسا حرکت کرد، غرید
🔊 "These are not the same ones," said the switchman. "It is an exchange."

"این‌ها همان‌ها نیستند،" گفت راه‌بان. "این یک تبادل است."

🔊
exchange /ɪksˈtʃeɪndʒ/
n. تبادل، تعویض
🔊 "No one is ever satisfied where he is," said the switchman.

"هیچ‌کس هرگز از جایی که در آن است راضی نیست،" گفت راه‌بان.

🔊
satisfied /ˈsætɪsfaɪd/
adj. راضی، خشنود

و آن‌ها غرش رعدآسای قطار سریع‌السیر درخشان سومی را شنیدند.

🔊
roaring /ˈrɔːrɪŋ/
adj. غرش کننده، پر سر و صدا
🔊 "They are pursuing nothing at all," said the switchman. "They are asleep in there, or if they are not asleep they are yawning. Only the children are flattening their noses against the windowpanes."

"آن‌ها به دنبال هیچ‌چیز نیستند،" گفت راه‌بان. "آن‌ها در آنجا خوابیده‌اند، یا اگر خواب نیستند در حال خمیازه کشیدنند. فقط کودکان هستند که بینی‌هایشان را به شیشه پنجره‌ها می‌چسبانند."

🔊
pursuing /pəˈsjuːɪŋ/
v. دنبال کردن، تعقیب کردن
🔊
yawning /ˈjɔːnɪŋ/
v. خمیازه کشیدن
🔊
flattening /ˈflætnɪŋ/
v. صاف کردن، له کردن
🔊
windowpanes /ˈwɪndəʊpeɪnz/
n. شیشه های پنجره

"فقط کودکان می‌دانند به دنبال چه می‌گردند،" گفت شازده کوچولو. "آن‌ها وقت خود را بر سر یک عروسک پارچه‌ای تلف می‌کنند و آن برایشان بسیار مهم می‌شود."

🔊
waste /weɪst/
v. تلف کردن، هدر دادن
🔊
rag doll /ˈræɡ dɒl/
n. عروسک پارچه ای

"آن‌ها خوش‌شانسند،" راه‌بان گفت.