کاوش کنید فصل 22 از 'شازده کوچولو' را با متن اصلی انگلیسی، ترجمه فارسی، واژگان آیلتس و توضیحات دقیق، و فایل صوتی متن اصلی انگلیسی. گوش دهید و مهارت خواندن خود را بهبود بخشید.
"من مسافران را دستهبندی میکنم، به دستههای هزارتایی،" گفت راهبان.
و قطار سریعالسیر درخشان و پرنوری با عبور سریع خود، کلبه راهبان را به لرزه درآورد.
"حتی مهندس لوکوموتیو هم این را نمیداند،" گفت راهبان.
و قطار سریعالسیر درخشان دیگری با غرش از جهت مخالف گذشت.
"اینها همانها نیستند،" گفت راهبان. "این یک تبادل است."
"هیچکس هرگز از جایی که در آن است راضی نیست،" گفت راهبان.
و آنها غرش رعدآسای قطار سریعالسیر درخشان سومی را شنیدند.
"آنها به دنبال هیچچیز نیستند،" گفت راهبان. "آنها در آنجا خوابیدهاند، یا اگر خواب نیستند در حال خمیازه کشیدنند. فقط کودکان هستند که بینیهایشان را به شیشه پنجرهها میچسبانند."
"فقط کودکان میدانند به دنبال چه میگردند،" گفت شازده کوچولو. "آنها وقت خود را بر سر یک عروسک پارچهای تلف میکنند و آن برایشان بسیار مهم میشود."