تم مطالعه:
زبان:
📢 فصل بعدی خودکار:
🔊

Chapter XXV (فصل بیست و پنجم)

کاوش کنید فصل 25 از 'شازده کوچولو' را با متن اصلی انگلیسی، ترجمه فارسی، واژگان آیلتس و توضیحات دقیق، و فایل صوتی متن اصلی انگلیسی. گوش دهید و مهارت خواندن خود را بهبود بخشید.

متن اصلی انگلیسی
ترجمه
واژگان IELTS (FA)

آنها نمی‌دانند چه چیزی را جستجو می‌کنند. سپس عجله می‌کنند، هیجان‌زده می‌شوند و دور خود می‌چرخند...

🔊 "It is not worth the trouble ..."

ارزش زحمت را ندارد...

چاه‌های صحرای بزرگ آفریقا فقط حفره‌هایی هستند که در شن کنده شده‌اند. این یکی مانند یک چاه در یک روستا بود. اما اینجا هیچ روستایی نبود، و فکر کردم باید خواب ببینم.

🔊
Sahara /səˈhɑːrə/
n. صحرای بزرگ آفریقا
🔊
mere /mɪr/
adj. تنها، محض، صرف
🔊
dug /dʌɡ/
v. (past of dig). (زمان گذشته dig) کندن، حفر کردن
🔊 "The pulley, the bucket, the rope ..."

قرقره، سطل، طناب...

🔊
pulley /ˈpʊli/
n. چرخ قرقره
🔊 The pulley moaned, like an old weathervane which the wind has long since forgotten.

قرقره ناله کرد، مانند یک بادنمای قدیمی که باد مدتهاست فراموشش کرده.

🔊
moaned /moʊnd/
v. (past tense). (زمان گذشته moan) ناله کردن، صدای غمگین یا ناراحت درآوردن
🔊
weathervane /ˈweðərveɪn/
n. بادنما (وسیله‌ای که جهت باد را نشان می‌دهد)
🔊 "Let me," I said. "It is too heavy for you."

"اجازه بده،" گفتم. "برای تو خیلی سنگین است."

🔊 I was happy, tired as I was, over my achievement. The song of the pulley was still in my ears, and I could see the sunlight shimmer in the still trembling water.

من خوشحال بودم، با وجود خستگی، از دستاوردم. آهنگ قرقره هنوز در گوشم بود، و می‌توانستم تابش خورشید را در آبی که هنوز می‌لرزید ببینم.

🔊
achievement /əˈtʃiːvmənt/
n. دستاورد، موفقیت، کار بزرگی که با تلاش انجام شده
🔊
shimmer /ˈʃɪmər/
v. سوسو زدن، تابش ناپایدار و لرزان داشتن
🔊
trembling /ˈtremblɪŋ/
adj./n. (present participle). (اسم یا صفت حال) لرزان، مرتعش

"من تشنه این آبم..." و فهمیدم چه چیزی را جستجو می‌کرد.

مانند یک خوراکی مخصوص جشن. این آب واقعاً چیزی متفاوت از غذای معمولی بود. شیرینی آن از راه‌پیمایی زیر ستاره‌ها، آهنگ قرقره، و تلاش بازوهایم زاده شده بود. برای قلب خوب بود، مانند یک هدیه. وقتی پسر بچه بودم، نورهای درخت کریسمس، موسیقی مراسم نیمه‌شب، لطافت چهره‌های خندان، معمولاً درخشش هدایایی را که دریافت می‌کردم تشکیل می‌داد.

🔊
festival /ˈfestɪvl/
n. جشنواره، عید، مراسم جشن
🔊
treat /triːt/
n. مهمانی، پذیرایی، چیز خوشایند و خاص (معمولاً خوراکی)
🔊
nourishment /ˈnɜːrɪʃmənt/
n. تغذیه، خوراک، چیزی که به رشد و سلامتی کمک می‌کند
🔊
sweetness /ˈswiːtnəs/
n. شیرینی، ملایمت، خوشایندی
🔊
radiance /ˈreɪdiəns/
n. درخشش، تابش نور و گرمای شدید، شادابی
🔊
tenderness /ˈtendərnəs/
n. نرمی، لطافت، مهربانی، حساسیت

"مردمانی که تو زندگی می‌کنی،" شازده کوچولو گفت، "پنج هزار گل سرخ را در یک باغ می‌کارند—و آنچه را که جستجو می‌کنند در آن نمی‌یابند."

"آن را نمی‌یابند،" پاسخ دادم.

"و با این حال، آنچه را که جستجو می‌کنند می‌توان در یک تک گل سرخ، یا در کمی آب یافت."

"اما چشم‌ها کورند. باید با قلب نگاه کرد..."

آب را نوشیده بودم. به راحتی نفس می‌کشیدم. در طلوع آفتاب، شن به رنگ عسل است. و آن رنگ عسل نیز مرا خوشحال می‌کرد. پس چه چیزی این حس غم را به من داد؟

🔊
grief /ɡriːf/
n. اندوه شدید، سوگ (معمولاً به دلیل مرگ یا از دست دادن)

او دوباره کنار من نشست. "چه قولی؟"

🔊 "You knowa muzzle for my sheep ... I am responsible for this flower ..."

"می‌دانی—یک پوزه‌بند برای گوسفند من... من مسئول این گل هستم..."

🔊
muzzle /ˈmʌzl/
n. پوزه‌بند، دهان‌بند (وسیله‌ای برای بستن دهان سگ یا حیوان دیگر)

به آنها نگاه کرد و خندید و گفت:

🔊 "Your baobabsthey look a little like cabbages."

"بائوباب‌هایت—کمی شبیه کلم به نظر می‌رسند."

🔊
baobabs /ˈbeɪoʊbæbz/
n. (plural). (جمع baobab) درختان بائوباب، درختان بومی آفریقا با تنه قطور

من به بائوباب‌هایم خیلی افتخار می‌کردم!

"روباه تو—گوش‌هایش کمی شبیه شاخ به نظر می‌رسند؛ و خیلی بلندند."

و دوباره خندید.

"هر چیزی به جز مارهای بوآ از بیرون و مارهای بوآ از درون."

🔊
boa constrictors /ˌboʊə kənˈstrɪktərz/
n. مار بوآ (نوعی مار بزرگ)

"اوه، اشکالی ندارد،" گفت، "کودکان می‌فهمند."

قلبم پاره شد. "تو نقشه‌هایی داری که من از آنها خبر ندارم،" گفتم. اما او پاسخ نداد.

🔊
torn /tɔːrn/
adj. پاره شده، متلاشی شده (از نظر احساسی)
🔊 "Anniversary." Then, after a silence, he went on: "I came down very near here." And he flushed.

"سالگرد." سپس، پس از سکوت، ادامه داد: "من خیلی نزدیک اینجا فرود آمدم." و سرخ شد.

🔊
Anniversary /ˌænɪˈvɜːrsəri/
n. سالگرد
🔊
flushed /flʌʃt/
adj. سرخ شده، برافروخته (به دلیل خجالت یا احساسات)

و یک بار دیگر، بدون اینکه بفهمم چرا، حس عجیبی از غم داشتم.

🔊
queer /kwɪr/
adj. عجیب، غیرمعمول
🔊
sorrow /ˈsɒroʊ/
n. غم، اندوه
🔊 "A week agoyou were strolling along like that, all alone, a thousand miles from any inhabited region?"

"یک هفته پیش—تو اینگونه قدم می‌زدی، کاملاً تنها، هزار مایل از هر منطقه مسکونی؟"

🔊
strolling /ˈstroʊlɪŋ/
v. قدم زدن، گشتن
🔊
inhabited /ɪnˈhæbɪtɪd/
adj. مسکونی، ساکن شده
🔊
region /ˈriːdʒən/
n. منطقه، ناحیه
🔊 And I added, with some hesitancy:

و با تردید افزودم:

🔊
hesitancy /ˈhezɪtənsi/
n. تردید، دو دلی

"شاید به خاطر سالگرد بود؟"

"وقتی کسی سرخ می‌شود، آیا این به معنای 'بله' نیست؟"

"برای تو اینجا. فردا عصر برگرد..."

🔊 But I was not reassured. I remembered the fox. One runs the risk of weeping a little, if one lets himself be tamed ...

اما من اطمینان نداشتم. روباه را به یاد آوردم. اگر کسی اجازه دهد رام شود، خطر کمی گریه کردن را می‌پذیرد...

🔊
reassured /ˌriːəˈʃʊrd/
adj. اطمینان بخشیده شده، آرام شده
🔊
weeping /ˈwiːpɪŋ/
v. گریستن، اشک ریختن
🔊
tamed /teɪmd/
adj. رام شده، اهلی شده