تم مطالعه:
زبان:
📢 فصل بعدی خودکار:
🔊

Chapter XX (فصل بیستم)

کاوش کنید فصل 20 از 'شازده کوچولو' را با متن اصلی انگلیسی، ترجمه فارسی، واژگان آیلتس و توضیحات دقیق، و فایل صوتی متن اصلی انگلیسی. گوش دهید و مهارت خواندن خود را بهبود بخشید.

متن اصلی انگلیسی
ترجمه
واژگان IELTS (FA)

اما اتفاق افتاد که پس از راه‌پیمایی طولانی در میان شن‌ها، سنگ‌ها و برف، شازده کوچولو سرانجام به جاده‌ای رسید. و همه جاده‌ها به سکونتگاه‌های انسان‌ها ختم می‌شوند.

🔊
abodes /əˈbəʊdz/
n. مکان‌های زندگی، مسکن‌ها، خانه‌ها
🔊 "Good morning," he said.

«صبح بخیر»، گفت.

او مقابل باغی ایستاده بود که سراسر غرق شکوفه‌های رز بود.

🔊
a-bloom /əˈbluːm/
adj. پر از شکوفه، در حال شکوفایی

«صبح بخیر»، رزها گفتند.

شازده کوچولو به آن‌ها خیره شد. همه‌شان شبیه گل او به نظر می‌رسیدند.

🔊
gazed /ɡeɪzd/
v. به دقت و طولانی نگاه کرد، خیره شد
🔊 "Who are you?" he demanded, thunderstruck. "We are roses," the roses said.

«شما کیستید؟» با حیرت پرسید. «ما رز هستیم»، رزها پاسخ دادند.

🔊
demanded /dɪˈmɑːndɪd/
v. با قاطعیت پرسید، مطالبه کرد
🔊
thunderstruck /ˈθʌndəstrʌk/
adj. متعجب و شوکه شده، انگار صاعقه بهش خورده

و اندوه بر او چیره شد. گلش به او گفته بود که در سراسر گیتی، تنها نمونه از نوع خود است. و اینجا در یک باغ، پنج هزار عدد از آن‌ها بود، همه شبیه به هم!

🔊
overcome /ˌəʊvəˈkʌm/
v. مغلوب شدن، تحت تأثیر شدید قرار گرفتن
🔊
universe /ˈjuːnɪvɜːs/
n. جهان، کیهان
🔊
alike /əˈlaɪk/
adj. شبیه به هم، یکسان

«اگر او این را می‌دید، بسیار ناراحت می‌شد...»، با خود گفت، «حتماً به شدیدترین شکل ممکن سرفه می‌کرد و تظاهر می‌کرد که در حال مرگ است تا مورد تمسخر قرار نگیرد. و من هم مجبور می‌شدم تظاهر کنم که دارم او را به زندگی برمی‌گردانم — زیرا اگر این کار را نمی‌کردم، تا خودم را هم خوار کنم، او واقعاً اجازه می‌داد که بمیرد...»

🔊
annoyed /əˈnɔɪd/
adj. آزرده، ناراحت، عصبانی
🔊
dreadfully /ˈdredfəli/
adv. به شدت، وحشتناک، بسیار بد
🔊
pretend /prɪˈtend/
v. تظاهر کردن، وانمود کردن
🔊
obliged /əˈblaɪdʒd/
adj. مجبور، وادار شده
🔊
nursing /ˈnɜːsɪŋ/
v. پرستاری کردن، مراقبت کردن (از بیمار)
🔊
humble /ˈhʌmbəl/
v. فروتن کردن، خوار کردن
🔊 Then he went on with his reflections: "I thought that I was rich, with a flower that was unique in all the world; and all I had was a common rose. A common rose, and three volcanoes that come up to my kneesand one of them perhaps extinct forever... That doesn't make me a very great prince..."

سپس به تفکر خود ادامه داد: «فکر می‌کردم ثروتمندم، با گلی که در تمام دنیا بی‌همتا بود؛ و تمام دارایی‌ام فقط یک گل سرخ معمولی بود. یک گل سرخ معمولی، و سه آتشفشان که تا زانویم می‌رسند — و یکی از آن‌ها شاید برای همیشه خاموش شده باشد... این مرا به یک شاهزاده بسیار بزرگ تبدیل نمی‌کند...»

🔊
reflections /rɪˈflekʃənz/
n. تأملات، افکار عمیق
🔊
unique /juːˈniːk/
adj. بی‌نظیر، منحصر به فرد
🔊
common /ˈkɒmən/
adj. معمولی، رایج، متداول
🔊
volcanoes /vɒlˈkeɪnəʊz/
n. آتشفشان‌ها
🔊
extinct /ɪkˈstɪŋkt/
adj. منقرض شده، خاموش (برای آتشفشان)

و روی چمن دراز کشید و گریست.