کاوش کنید فصل 19 از 'شازده کوچولو' را با متن اصلی انگلیسی، ترجمه فارسی، واژگان آیلتس و توضیحات دقیق، و فایل صوتی متن اصلی انگلیسی. گوش دهید و مهارت خواندن خود را بهبود بخشید.
کوههایی که تا به حال میشناخت، سه آتشفشان بودند که تا زانوانش میرسیدند. و او از آتشفشان خاموش به عنوان چهارپایه استفاده میکرد. «از فراز کوهی به این بلندی،» با خود گفت، «میتوانم یکجا تمام سیاره را ببینم، و همهٔ آدمها را...»
اما چیزی جز قلههای سنگی تیز مانند سوزن ندید. «صبح بخیر،» با ادب گفت.
«صبح بخیر—صبح بخیر—صبح بخیر،» پژواک پاسخ داد.
«تو کیستی—تو کیستی—تو کیستی؟» پژواک پاسخ داد.
«کاملاً تنها هستم—کاملاً تنها هستم—کاملاً تنها هستم،» پژواک پاسخ داد.
«چه سیارهٔ عجیبی!» فکر کرد. «کاملاً خشک است، و کاملاً نوکتیز، و کاملاً خشن و دفعکننده. و مردمش هیچ تخیل ندارند. هر چه را که به آنها بگویی تکرار میکنند...»