1. مقدمه

محبوبیت بی‌سابقه ChatGPT نشان‌دهنده یک تغییر پارادایم در نحوه تعامل افراد با فناوری برای اهداف آموزشی است. این مقاله مهارت نوظهور مهندسی پرامپت را در میان دانش‌آموزان دبیرستانی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی بررسی می‌کند. در حالی که مدل‌های زبانی بزرگ (LLMs) مانند ChatGPT پتانسیل عظیمی برای پشتیبانی از توسعه مهارت نوشتاری ارائه می‌دهند، کارایی آن‌ها منوط به توانایی کاربر در ایجاد دستورالعمل‌های دقیق و مؤثر است. این مطالعه فرآیندهای آزمون و خطای بلادرنگ کاربران مبتدی را ثبت کرده، محتوا، کیفیت و تکامل پرامپت‌های آن‌ها برای انجام یک تکلیف نوشتاری مشخص را تحلیل می‌کند. یافته‌ها مسیرهای رفتاری متمایزی را آشکار می‌سازد که نیاز فوری به آموزش ساختاریافته مهندسی پرامپت در برنامه درسی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی را برای انتقال دانش‌آموزان از آزمایش ناکارآمد به همکاری استراتژیک با هوش مصنوعی تأکید می‌کند.

2. مرور ادبیات و پیشینه

2.1 ظهور چت‌بات‌های پیشرفته (SOTA)

چت‌بات‌های هوش مصنوعی مولد پیشرفته (SOTA)، که نمونه اعلای آن ChatGPT است، جهشی کوانتومی نسبت به پیشینیان قاعده‌محور خود نشان می‌دهند. این سیستم‌ها که با مدل‌های زبانی شبکه عصبی آموزش‌دیده بر روی پیکره‌های عظیم قدرت می‌گیرند، بر اساس پیش‌بینی‌های احتمالاتی متنی شبیه به انسان تولید می‌کنند و تعاملات انعطاف‌پذیرتر و آگاه از زمینه را ممکن می‌سازند (کالدارینی و همکاران، ۲۰۲۲). اصطلاح "ChatGPT" به طور فزاینده‌ای به عنوان یک اصطلاح عام برای این دسته از هوش مصنوعی استفاده می‌شود و استاندارد عملکرد جدیدی را تعیین کرده است.

2.2 مهندسی پرامپت به عنوان یک مهارت حیاتی

مهندسی پرامپت، هنر و علم طراحی ورودی‌ها برای هدایت یک مدل زبانی بزرگ به سمت خروجی مطلوب است. این تنها یک مهارت فنی نیست، بلکه شکلی از تفکر محاسباتی و آگاهی فرازبانی است. پرامپت‌های مؤثر اغلب نیازمند وضوح، زمینه، محدودیت‌ها و مثال‌ها (یادگیری کم‌نمونه) هستند. برای کاربران غیرفنی، این امر منحنی یادگیری قابل توجهی ایجاد می‌کند که اغلب با حدس‌زنی تکراری مشخص می‌شود.

2.3 هوش مصنوعی در آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی

تحقیقات در مورد هوش مصنوعی در یادگیری زبان بر ارزیابی خودکار نوشتار (AWE) و سیستم‌های تدریس هوشمند متمرکز شده است. ماهیت تعاملی و مولد چت‌بات‌های پیشرفته، پویایی جدیدی را معرفی می‌کند که نقش یادگیرنده را از دریافت‌کننده بازخورد به کارگردان یک ابزار شناختی تغییر می‌دهد. این امر مستلزم سوادهای جدیدی است که مهارت‌های سنتی نوشتار را با راهبردهای تعامل با هوش مصنوعی در هم می‌آمیزد.

3. روش‌شناسی

3.1 شرکت‌کنندگان و گردآوری داده‌ها

این مطالعه شامل دانش‌آموزان دبیرستانی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در هنگ‌کنگ بود که هیچ تجربه قبلی در استفاده از چت‌بات‌های پیشرفته نداشتند. از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا یک تکلیف نوشتاری خاص (مانند یک مقاله استدلالی یا پاراگراف توصیفی) را با استفاده از ChatGPT انجام دهند. داده‌های اولیه شامل ضبط‌های صفحه آیپد بود که توالی کامل پرامپت‌ها، پاسخ‌های ChatGPT و هرگونه بازنگری انجام‌شده توسط دانش‌آموزان را ثبت می‌کرد.

3.2 چارچوب تحلیلی

از رویکرد مطالعه موردی کیفی استفاده شد. ضبط‌های صفحه رونویسی و بر اساس دو بعد اصلی کدگذاری شدند: (۱) محتوی پرامپت (مانند مشخص‌سازی تکلیف، درخواست‌های سبک، دستورات بازنگری) و (۲) الگوی تعامل (مانند تعداد نوبت‌ها، سازگاری بر اساس خروجی). الگوها خوشه‌بندی شدند تا مسیرهای کاربری متمایز شناسایی شوند.

4. نتایج: چهار مسیر مهندسی پرامپت

تحلیل ضبط‌های صفحه، چهار مسیر نمونه اولیه را آشکار کرد که نشان‌دهنده ترکیب‌های مختلفی از رویکرد راهبردی و پیچیدگی پرامپت هستند.

توزیع مسیرها

بر اساس الگوهای مشاهده‌شده در گروه.

  • کمینه‌گرا: حدود ۳۵٪
  • پالایشگر تکراری: حدود ۳۰٪
  • برنامه‌ریز ساختاریافته: حدود ۲۰٪
  • کاوشگر گفتگومحور: حدود ۱۵٪

4.1 کمینه‌گرا

این کاربران پرامپت‌های بسیار کوتاه، اغلب تک‌جمله‌ای وارد می‌کنند که دستورالعمل تکلیف اصلی را منعکس می‌کند (مثلاً "مقاله‌ای درباره تغییرات آب و هوایی بنویس"). آن‌ها تحمل کمی برای تکرار دارند؛ اگر خروجی اولیه رضایت‌بخش نباشد، احتمالاً ابزار را رها می‌کنند یا نتیجه زیر استاندارد را ارسال می‌کنند. این مسیر بازتابی از تصور نادرست ابزار به عنوان پیشگو است.

4.2 پالایشگر تکراری

این گروه با یک پرامپت ساده شروع می‌کنند اما درگیر یک فرآیند پالایش خطی می‌شوند. بر اساس خروجی هوش مصنوعی، آن‌ها دستورات پیگیری‌ای مانند "آن را طولانی‌تر کن"، "از کلمات ساده‌تر استفاده کن" یا "مثال‌های بیشتری اضافه کن" صادر می‌کنند. تعامل واکنشی و افزایشی است و درک در حال ظهور از پاسخگویی هوش مصنوعی به دستورالعمل را نشان می‌دهد، اما فاقد یک برنامه کلی است.

4.3 برنامه‌ریز ساختاریافته

اقلیتی از دانش‌آموزان با یک ساختار از پیش طراحی‌شده به تکلیف نزدیک شدند. پرامپت‌های اولیه آن‌ها جامع بود و قالب، لحن، نکات کلیدی و گاهی یک طرح کلی را مشخص می‌کرد (مثلاً "یک مقاله پنج پاراگرافی در دفاع از انرژی‌های تجدیدپذیر بنویس. پاراگراف ۱: مقدمه. پاراگراف ۲: مزایای اقتصادی... از لحن رسمی استفاده کن."). این مسیر با نوبت‌های کمتر، خروجی‌های باکیفیت‌تری تولید می‌کند که نشان‌دهنده تجزیه تکلیف و برنامه‌ریزی فراشناختی پیشرفته است.

4.4 کاوشگر گفتگومحور

این کاربران با ChatGPT مانند یک شریک گفتگو رفتار می‌کنند. به جای صرفاً صادر کردن دستورات، آن‌ها پرسش‌های فراشناختی می‌پرسند ("چگونه می‌توانم گزاره پایان‌نامه خود را بهبود دهم؟") یا درخواست توضیح می‌کنند ("چرا این کلمه را انتخاب کردی؟"). این مسیر، کمک به نوشتن را با یادگیری درباره نوشتن در هم می‌آمیزد، اگرچه ممکن است منحرف شود و به طور کارآمد تکلیف اصلی را تکمیل نکند.

5. بحث و پیامدها

5.1 فراتر از آزمون و خطا

شیوع مسیرهای کمینه‌گرا و پالایشگر تکراری، شکافی حیاتی را برجسته می‌کند. اگر به حال خود رها شوند، اکثر دانش‌آموزان به طور خودانگیخته راهبردهای پیچیده مهندسی پرامپت را توسعه نمی‌دهند. فرآیند آن‌ها ناکارآمد است و اغلب در بهره‌گیری از قابلیت‌های کامل هوش مصنوعی شکست می‌خورد و ممکن است عادات یادگیری منفعل را تقویت کند.

5.2 ادغام آموزشی

این مطالعه بر لزوم آموزش صریح مهندسی پرامپت در کلاس درس نوشتار زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی استدلال می‌کند. این آموزش باید شامل موارد زیر باشد:

  • آموزش مستقیم: آموزش اجزای پرامپت (نقش، تکلیف، زمینه، محدودیت‌ها، مثال‌ها).
  • چارچوب‌های ساختاریافته: معرفی مدل‌هایی مانند RTF (نقش، تکلیف، قالب) یا CRISPE (ظرفیت، نقش، بینش، بیان، شخصیت، آزمایش).
  • نقد و تحلیل: ارزیابی خروجی‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی برای درک رابطه علت و معلولی بین پرامپت و محصول.
  • ملاحظات اخلاقی: بحث درباره نویسندگی، سرقت ادبی و ارزیابی انتقادی محتوای هوش مصنوعی.

هدف پرورش دانش‌آموزانی است که کارگردانان راهبردی متنی هستند که هوش مصنوعی تولید می‌کند، نه مصرف‌کنندگان منفعل آن.

6. تحلیل فنی و چارچوب

بینش اصلی، جریان منطقی، نقاط قوت و ضعف، بینش‌های عملی

بینش اصلی: این مقاله حقیقت حیاتی و اغلب نادیده گرفته‌شده‌ای را ارائه می‌دهد: دموکراتیزه شدن ابزارهای هوش مصنوعی مانند ChatGPT به طور خودکار به دموکراتیزه شدن شایستگی منجر نمی‌شود. رابط کاربری به طور فریبنده‌ای ساده است، اما بار شناختی تعامل مؤثر بالا است. گلوگاه واقعی در "کلاس درس تقویت‌شده با هوش مصنوعی" دسترسی به فناوری نیست؛ بلکه فقدان سواد تعامل است. این مطالعه به طور درخشان تمرکز را از خروجی هوش مصنوعی به ورودی انسان تغییر می‌دهد و منحنی یادگیری خام و بدون پیرایه را آشکار می‌سازد.

جریان منطقی: استدلال روشمند و قانع‌کننده است. با تعریف مسئله شروع می‌شود (چت‌بات‌های پیشرفته نیازمند پرامپت‌نویسی ماهرانه هستند)، شکاف دانش را معرفی می‌کند (مبتدیان در واقع چگونه این کار را انجام می‌دهند؟)، شواهد تجربی دقیقی ارائه می‌دهد (چهار مسیر) و با فراخوانی قوی به اقدام پایان می‌یابد (آموزش باید سازگار شود). استفاده از مطالعات موردی، نظریه را در واقعیت پیچیده مستقر می‌کند.

نقاط قوت و ضعف: نقطه قوت اصلی اعتبار بوم‌شناختی آن است. استفاده از ضبط‌های صفحه کاربران اولیه در یک زمینه تکلیف واقعی، داده‌های اصیلی ارائه می‌دهد که مطالعات آزمایشگاهی اغلب فاقد آن هستند. گونه‌شناسی چهار مسیر، شهودی است و چارچوب قدرتمندی برای مربیان فراهم می‌کند تا رفتار دانش‌آموزان را تشخیص دهند. ضعف اصلی، که توسط نویسندگان تصدیق شده، مقیاس است. این یک مطالعه موردی عمیق است، نه یک بررسی گسترده. مسیرها توصیفی هستند، نه از نظر آماری قابل تعمیم. علاوه بر این، مطالعه بر فرآیند متمرکز است و کیفیت محصول نوشتاری نهایی را در بین مسیرها به طور دقیق اندازه‌گیری نمی‌کند که گام بعدی حیاتی است.

بینش‌های عملی: برای مربیان و طراحان برنامه درسی، این مقاله یک زنگ بیدارباش است. دستورالعملی واضح ارائه می‌دهد: مهندسی پرامپت یک سواد اساسی قرن بیست و یکم است و باید آموزش داده شود، نه اینکه صرفاً کشف شود. مدارس باید درس‌های خردی توسعه دهند که چارچوب‌هایی مانند مدل سلسله مراتبی پرامپت را ادغام کنند، که از پرامپت‌های دستوری پایه ($P_{cmd}$) به پرامپت‌های استدلالی تکراری پیچیده ($P_{reason}$) حرکت می‌کند. به عنوان مثال، آموزش فرمول یک پرامپت باکیفیت بالا به دانش‌آموزان: $P_{optimal} = R + T + C + E$، که در آن $R$ نقش، $T$ تکلیف، $C$ محدودیت‌ها و $E$ مثال‌ها است. شرکت‌های فناوری آموزشی باید این داربست‌های آموزشی را مستقیماً در رابط‌های خود بسازند، قالب‌های راهنمای ساخت پرامپت و بازخورد ارائه دهند و از جعبه متنی خالی فراتر روند.

جزئیات فنی و فرمول‌بندی ریاضی

از دیدگاه یادگیری ماشین، پرامپت کاربر $p$ به عنوان زمینه شرطی‌سازی برای مدل زبانی $M$ عمل می‌کند. مدل یک دنباله خروجی $o$ را بر اساس توزیع احتمال $P(o | p, \theta)$ تولید می‌کند، که در آن $\theta$ پارامترهای مدل را نشان می‌دهد. یک پرامپت مؤثر آنتروپی این توزیع خروجی را کاهش می‌دهد و آن را به سمت هدف مورد نظر کاربر $t$ هدایت می‌کند. چالش دانش‌آموز به حداقل رساندن واگرایی بین توزیع خروجی‌های ممکن و هدف آن‌ها است که به صورت حداقل‌سازی $D_{KL}(P(o|p, \theta) \,||\, P(o|t))$ فرمول‌بندی می‌شود، که در آن $D_{KL}$ واگرایی کولبک-لایبلر است. کاربران مبتدی، از طریق آزمون و خطا، یک بهینه‌سازی خام و انسان در حلقه $p$ را برای دستیابی به این هدف انجام می‌دهند.

مثال موردی چارچوب تحلیل

سناریو: یک دانش‌آموز باید نامه‌ای متقاعدکننده به مدیر مدرسه درباره راه‌اندازی برنامه بازیافت بنویسد.

مسیر کمینه‌گرا (غیر مؤثر):
پرامپت ۱: "نامه‌ای درباره بازیافت بنویس."
خروجی: نامه‌ای کلیشه‌ای و بی‌طعم.
اقدام دانش‌آموز: خروجی را با ویرایش‌های جزئی ارسال می‌کند.

مسیر برنامه‌ریز ساختاریافته (مؤثر - با استفاده از چارچوب RTF):
پرامپت ۱: "به عنوان یک دانش‌آموز نگران پایه دهم عمل کن. یک نامه متقاعدکننده رسمی به مدیر یک دبیرستان بنویس. هدف متقاعد کردن او برای اجرای یک برنامه جامع بازیافت پلاستیک و کاغذ در کافه‌تریا و کلاس‌ها است. از لحنی محترمانه اما فوری استفاده کن. سه استدلال را شامل شو: ۱) تأثیر محیط زیستی، ۲) فرصت‌های مشارکت/رهبری دانش‌آموزان، ۳) پتانسیل صرفه‌جویی در هزینه یا دریافت کمک‌های مالی. نامه را با تاریخ، خطاب، پاراگراف‌های بدنه برای هر استدلال و امضای پایانی قالب‌بندی کن."
خروجی: نامه‌ای با ساختار خوب، هدفمند و متقاعدکننده.
اقدام دانش‌آموز: خروجی را مرور می‌کند، ممکن است برای پالایش درخواست کند: "استدلال سوم درباره صرفه‌جویی در هزینه را با افزودن یک آمار قوی‌تر کن."

این تقابل نشان می‌دهد که چگونه اعمال یک چارچوب ساختاریافته ساده (نقش: دانش‌آموز، تکلیف: نوشتن نامه، قالب: رسمی با استدلال‌های خاص) به طور چشمگیری کارایی و کیفیت همکاری با هوش مصنوعی را بهبود می‌بخشد.

نتایج آزمایشی و توصیف نمودار

نتایج کلیدی مطالعه کیفی هستند و در توصیف مسیرها ثبت شده‌اند. یک گسترش کمی فرضی می‌تواند نموداری مانند "شکل ۱: کارایی تعامل در مقابل کیفیت خروجی بر اساس مسیر" را به دست دهد. محور x تعداد نوبت‌های پرامپت (معکوس کارایی) و محور y نمره کیفیت متن نهایی (مثلاً ارزیابی شده از طریق روبریک) را نشان می‌دهد. انتظار داریم:
- کمینه‌گرا در ربع کارایی بالا (نوبت‌های کم) اما کیفیت پایین خوشه‌بندی شود.
- پالایشگر تکراری نوبت‌های متوسط تا بالا با کیفیت متغیر نشان دهد.
- برنامه‌ریز ساختاریافته ربع کارایی بالا، کیفیت بالا (نوبت‌های کم، نمره بالا) را اشغال کند.
- کاوشگر گفتگومحور در ربع کارایی پایین (نوبت‌های بالا) با کیفیت متغیر باشد، که در صورت متمرکز بودن کاوش، ممکن است بالا باشد. این تصویرسازی به طور قدرتمندی استدلال می‌کند که مسیر برنامه‌ریز ساختاریافته هدف بهینه برای آموزش است.

7. کاربردها و جهت‌گیری‌های آینده

پیامدهای این تحقیق فراتر از کلاس درس زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی گسترش می‌یابد:

  • مربیان پرامپت‌نویسی سازگار: توسعه مربیان مبتنی بر هوش مصنوعی که تاریخچه پرامپت دانش‌آموز را تحلیل می‌کنند، مسیر او را تشخیص می‌دهند و بازخورد داربستی بلادرنگ ارائه می‌دهند تا او را به سمت راهبردهای مؤثرتر هدایت کنند (مثلاً "در پرامپت بعدی مخاطب خود را مشخص کن").
  • سواد بین‌رشته‌ای: ادغام مهندسی پرامپت در آموزش علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) برای تولید کد، پرس‌وجوهای تحلیل داده و توضیح علمی، همان‌طور که توسط مؤسساتی مانند ابتکار RAISE مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) توصیه شده است.
  • آماده‌سازی نیروی کار: همان‌طور که در گزارش‌های مجمع جهانی اقتصاد اشاره شده، مهندسی پرامپت به سرعت در حال تبدیل شدن به یک مهارت ارزشمند در میان مشاغل مختلف است. آموزش متوسطه باید دانش‌آموزان را برای این واقعیت آماده کند.
  • مطالعات طولی: ردیابی چگونگی توسعه مهارت‌های مهندسی پرامپت در طول زمان با آموزش، و چگونگی همبستگی آن با بهبود مهارت‌های سنتی نوشتار و تفکر انتقادی.
  • پرامپت‌نویسی چندوجهی: تحقیقات آینده باید مهندسی پرامپت برای هوش مصنوعی چندوجهی (مانند DALL-E، Sora) را کاوش کند، جایی که دستورالعمل‌ها شامل محدودیت‌های بصری، زمانی و سبکی است که مرز سوادی پیچیده‌تری است.

8. منابع

  1. Caldarini, G., Jaf, S., & McGarry, K. (2022). A Literature Survey of Recent Advances in Chatbots. Information, 13(1), 41.
  2. Woo, D. J., Guo, K., & Susanto, H. (2023). Cases of EFL Secondary Students’ Prompt Engineering Pathways to Complete a Writing Task with ChatGPT. [Manuscript in preparation].
  3. Zhao, W. X., et al. (2023). A Survey of Large Language Models. arXiv preprint arXiv:2303.18223.
  4. Moor, J. (2006). The Dartmouth College Artificial Intelligence Conference: The Next Fifty Years. AI Magazine, 27(4), 87–91.
  5. MIT RAISE. (2023). Day of AI Curriculum. Massachusetts Institute of Technology. Retrieved from [https://www.dayofai.org/]
  6. World Economic Forum. (2023). Future of Jobs Report 2023.
  7. Reynolds, L., & McDonell, K. (2021). Prompt Programming for Large Language Models: Beyond the Few-Shot Paradigm. Extended Abstracts of the 2021 CHI Conference on Human Factors in Computing Systems.